عزت الله مولايى نيا همدانى

81

نسخ در قرآن ( فارسى )

بعضى از محققان « 1 » معاصر شيعه « نسخ » را بر خلاف همه اقران خود در هيچ يك از معانى مذكور نگرفته بلكه آن را به « إخراج الشيء عن مقام الاقتضاء و النفوذ و القوة بخروجه عن مرحلة القوة و الاقتضاء في نفسه أو بعوارض اخر ، بيرون راندن چيزى از مقام اقتضا و قدرت و نفوذ و سيطره آمر ، به دليل خروج آن از عرصه قوت و اقتضا » معنا كرده و مىگويد « منسوخ » به دليل اينكه خودش ديگر اقتضاى مطلوبيت و مصلحت را ندارد و از شايستگى ميدان عمل بيرون رهيده است ، از اين رو شارع مقدس ، طى دليل ديگرى آن را اعلام مىنمايد ؛ يعنى مصلحت و شايستگى عملى آن را قانونگذار تحت شرايطى اعتبار نموده بود و هم‌اكنون تحت شرايط جديد ، عدم اعتبار آن را كه از مردم پوشيده بود ، اظهار داشته است . حالا چه خودش فى حدّ ذاته از ميدان عمل ساقط شود و چه به واسطه عوارض ديگر . بر طبق انديشه وى ، همه معانى متصور و منقول ديگر از قبيل : ازاله ، نقل ، ابطال ، تغيير ، تبديل ، محو ، اثبات ، به طور كلى از لوازم اين معنا ( بيرون آوردن از زير سلطه و نفوذ اقتضا و لغو اعتبار آن ) مىباشد . گروه ديگر ، اين واژه را در دو معناى « ازاله و نقل » منحصر كرده و ديگر معانى را از لوازم آن دو دانسته‌اند و سپس معناى اول را ترجيح داده و مىگويند : حق آن است كه « نسخ » در لغت تعيين شده كه دلالت بر « ازاله و ابطال » نمايد و معناى حقيقى اين واژه ، همان ازاله و ابطال است . و قرآن كريم در طى سه آيه « نسخ » را در معناى ازاله « به كار برده است و اين دليل بزرگى به حقانيّت انديشه ماست « 2 » .

--> مؤلف و استاد ، به سرانجام نپاييده است . ( 1 ) ر . ك : حسن المصطفوى ، التحقيق فى كلمات القرآن الكريم ، ج 12 ، نوبت اول ، تهران : روابط عمومى وزارت ارشاد اسلامى ( 1371 ه . ق ) ، صص 96 - 100 . نويسنده سخت‌كوش « التحقيق » با بحث گسترده‌اى در اين مورد و گزارش انديشه‌ها و ديدگاههاى ديگر نويسندگان اين عرصه ، مطلب خود را با توجيه همه اقوال در جهت ديدگاه خودش كه وى آن را در كتابش به بيرون راندن از مقام اعتبار و اقتضا مىنامد ، به پايان مىبرد . ( 2 ) ر . ك : على حسن العريض ، پيشين ، صص 11 - 13 . و لكن سخن ابن عريض هرگز دلالت بر معناى حقيقى « نسخ » ندارد ؛ زيرا پيوسته نظر انديشمندان اصول به اين بوده و هست كه دايرهء